محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

42

اكسير اعظم ( فارسى )

افتد و اين در هندوستان كثير الوقوع مىباشد و علاج به دشوارى مىپذيرد و علامتش آن است كه دردى شديد بود با ورمى مائل بسياهى و سوزشى و طاوسى رنگ و فستقيت بول و خروج آن با حرقت علاجش اول فصد باسليق و يا هفت اندام گشايند و بفاصلهء سه چهار روز حجامت با شرط كنند و به فاصله يك هفته ماء الجبن نوشانند با سفوف سورنجان و حب سورنجان علوى خان و سفوف لاجورد و حب آن كه در ماليخوليا گذشت . صفت حب سورنجان علوىخانى سورنجان شيرين پنج درم تربد سفيد غاريقون سفيد گل سرخ بسفايج سناى مكى هر يك سه درم سقمونياى مشوى بوزيدان كتيرا درونج عقربى لاجورد مغسول هر يك يك درم شحم حنظل يك درم حب النيل مدبر يك و نيم درم شربتى سه درم و سفوف سورنجان ايشان در علاج مفاصل از مواد مركب خواهد آمد و بعد انفراغ ماء الجبن اگر دردى و ورمى باقى ماند و يا به دوره افتد بايد كه در فصل بهار و موسم مناسب تنقيه به فصد و بسهلات سودا كنند بعده بفاصلهء يك هفته چوب چينى بند خورانند و شخصى از مدت هفت هشت سال مرض مفاصل بعد زوال آتشك مىداشت و هر دو پاى او شل شده بود و در ران راست به قدر روپيه سوزشى بود كه در روزى سه چهار مرتبه نوبت بغشى رسيدى و من معالجهء آن به چوب‌چينى بند كردم و در هفته دو بار تبخير آن نمودم و به همين تدبير در ايام معهوده صحت كلى يافت و بعد از بيرون آمدن اين معجون همراه عرق چوب‌چينى خورانيدم برادهء چوب چينى ده توله سنبل الطيب گل سرخ كپوركچرى كبابه عود خام گل‌گاوزبان برگ فرنجمشك بادرنجبويه اندرجو شيرين ابريشم مقرض مغز قرطم سعد كوفى صندل سفيد دارچينى سورنجان شيرين خصية الثعلب بوزيدان هر يك دو مثقال زعفران دو درم مشك عنبر هر يك يك درم به مرباى آمله و سيب و عسل مقوم بسرشند شربتى دو مثقال . صفت عرق چوب چينى بگيرند چوب‌چينى سه صد مثقال سعد زرنب ساذج هندى وج تركى عود هندى گاو زبان درونج عقربى بسفايج خيربوا برگ فرنجمشك بادرنجبويه گل سرخ اشنه خولنجان شيرين اسارون اندرجو شيرين هر يك ده توله خارخسك باديان تخم فرنجمشك هر يك پانزده توله تخم بادرنجبويه و شاهتره هر يك بيست توله ناگكيسر بهمنين تودريين پوست بيرون پسته پوست ترنج شقاقل بوزيدان هيل‌بوا جوزبوا بسباسه دارچينى هر يك سه توله چاى خطائى باديان خطائى پوست بيخ گوكهر و هر يك چهار توله سيب ولايتى پنجاه عدد ريحان تازه نعناع برگ ترنج هر يك دو قبضه در عرق شاهتره و بادرنجبويه و دارچينى هر يك سه شيشه گلاب پنج شيشه مشك عنبر اشهب هر يك يك و نيم درم شربتى از ده توله تا بست توله و ديگر امراض را هم نفع بسيار دارد چنانچه نزله و ضيق و رطوبات معده و آبلهء فرنگ و داء الحيه و داء الاسد و قوبا و جرب و وجع الورك و زانو و پشت و عرق النسا و ريح البواسير و نفخ معده و سپرز و سوزاك كهنه و قرحه رحم و قروح خبيثهء عسر الاندمال و مفتت حصات كليه و مثانه است و ديگرى را به سبب آتشك وجع مفاصل شده بود و تمامى انگشتهاى هر دو دست و پاى مانند ثمر خيار نيم پخته شده بودند به اندكى خميدگى و در مفصل دست و پا ورم مانند سيب كوچك به رنگ بادنجانى بود و از مدت دو سال مىداشت و حكيمى ماء الجبن هم داده بود و هيچ فائده از آن بظهور نيامده من او را تا سه ماه حبوب حب السلاطين معمولى بفاصلهء يك روز دو عدد خورانيدم و غذا شورباى مرغ حق‌گو با نان خشكار تنورى مقرر داشتم و بجاى آب عرق كمافيطوس و باديان دادم و در مدت معهوده چهارم حصه ورم باقى ماند پس حبوب مذكوره را موقوف داشته خاكستر استخوان بازوى مرغ سليمانى سه ماشه سهاگه يك ماشه نبات برابر سوده در مسكهء گاو تازه يك و نيم توله آميخته ليسانيدم و بالايش عرق جوانسه نه توله و شربت بزورى چهار توله نوشانيدم و آب و غذا به دستور معين داشتم در مدت سه هفته به همين تدبير صحت يافت . [ حكيم علوى خان ] حكيم علوى خان مىنويسند كه يكى از اطباى عمر را از مدت بست سال درد مفاصل به سبب آتشك بوده و از اين معجون چوب چينى با عشبه دفع مرض معزى اليه به كلى گرديده عشبهء مغربى پانزده درم چوب‌چينى موصوف به همه صفت هفتاد درم گل گاو زبان بسفايج فستقى بادرنجبويه هر يك ده درم مويز منقى يك و نيم رطل مجموع را در پنج من و نيم گلاب و عرق بيدمشك يك شب بخيسانند و روز ديگر در ديگ سنگى يا مسى تازه قلعى كرده انداخته سر آن را بطبق سفالى پوشانيده و اطراف آن را به خمير و گل حكمت محكم نموده مقدار پنج من و نيم هيمه قلم باريك دو شاخ دو شاخ در زير آن بسوزانند تا به اتمام رسد پس ديگ را فرود آورده بمالند و بپالايند و نبات سفيد يك من تبريز عسل مصفى يك رطل و نيم عراقى داخل نموده در قدر مضاف بجوشانند و كف آن را گرفته صاف نموده به قوام آورند پس بگيرند دارچينى سيلانى بهمن سرخ بهمن سفيد سناى مكى خولنجان سورنجان دانه هيل مصطكى رومى از هر يك ده درم چوب چينى اعلا سى و پنج درم عنبر اشهب نيم مثقال زعفران چهاردانگ پوست هليلهء كابلى پانزده درم كوفته بيخته معجون سازند و هر روز دو مثقال و نيم صبح و همين قدر شام تناول نمايند و در نسخه ديگر درونج عقربى بادرنجبويه راتينج گل‌گاوزبان از هر يك ده درم لاجورد مغسول دو و نيم درم اضافه شده و وزن چوب‌چينى چهل و پنج درم نموده بسيار مفيد آمد . [ حكيم غلام امام ] حكيم غلام امام در قرابادين معمولى نوشته كه اين حب درد بندها كه به سبب آتشك باشد ببرد سيماب اجواين خراسانى بلادر كلاه دور كرده اجمود اسبند هر واحد سه ماشه قند سياه دو دام كوفته به قدر كنار دشتى حب سازند و هر روز يك حب صبح و يك شام خورند به حلق ريخته فرو برند كه بدندان نرسد غذا كهچرى و دال مونگ و خشكه و نان گندم پرهيز از ترشى و بادى در پنج‌روز صحت مىشود و اگر دهن جوش كند مضمضه به عمل آرند . و اگر بعد مسهل